تبليغاتX
الاغی که یونجه رو می فهمید...! -
ما به بازی دعوت شدیم ....بدین گونه :

دوست داشتنی هایمان :

ما اصولا عاشق خرید میباشیم...از یک رژلب گرفته تا ویلا در سواحل هاوایی....

ما آرایش کردن را دوس میداریم....

ما آرایشگاه را دوس میداریم....

ما پیتزاهای پاشا را دوس میداریم...

ما ژامبون تنوریهای بلو برگر را دوس میداریم...

ما ولیعصر و تجریش را دوس میداریم....

ما گربه را دوس میداریم.....

ما عاشق خرید نقره جات میباشیم و همچنین اجناس بولگاری و سواچ....

ما رژلب سرخابی دوس میداریم.....

ما اجناس عتیقه و قدیمی را دوس میداریم....

ما مهمانی رفتن را دوس میداریم.....

ما اینکه اصلا باکلاس و چ* کلاس و اینا نیستیم را دوس داریم...

ما دخترانی را که به خود میرسند را دوس میداریم....

ما پسرانی که بوی خوب میدهند را دوس میداریم....

ما نون بربری زا خیلی دوس میداریم.....

ما تبریزی بودن و غیور بودن و غیرتمند بودنمان را دوس میداریم....

ما پنیر خامه ای آمل را دوس میداریم....

ما اختراع آیینه را دوس میداریم...

ما شهر کتاب را دوس میداریم....

ما عروسک دوس میداریم....

ما ما مرغ را از نوع زرشک پلو و سوخاری و بریان و .....دوس میداریم.

..سهراب سپهری را دوس میداریم....

ما گوش کردن به موزیک با بلندترین حد صدارا دوس میداریم....

ما پاستیل نوشابه ای دوس داریم...

ما آدامس خرسی و اربیت هندوانه ای و ریلکس موزی دوس داریم....

ما تمام خاطرات خوب گذشته مان را دوس داریم...

دوس نداشتنیهایمان :

ما شکلات و شیرینی و کاکائو و بستنی و کیک و....دوس نداریم

ما قهوه و کاپوچینو و کافه گلاسه......از این غربزدگیها نیز دوس نداریم....

ما گوشت گوسفند دوس نداریم....

ما هیچ نوع غذایی به جز مرغ و غذاهای فست فودی دوس نداریم....

ما از شلوار پارچه ای پاچه گشاد بیزاریم.....

ما از طلای زرد بیزاریم...

ما از کیف و کفش براق و ورنی بیزاریم......

ما از دخترانی که نجابتشان در سیبیلشان خلاصه شده بیزاریم....

ما از دخترانی که دوستانشان را همچون شلغم به پسر میفروشند بیزاریم...

ما از ماشین لوگان بیزاریم...

ما از ترنگ ( بازیگر سریال بیداری)بیزاریم...

ما از اینکه خیلی یبس میباشیم و روابطمان با دیگران در حد جلبک هست بیزاریم...

ما از ارایشی که تنها شامل یک رژلب صورتی است بیزاریم!!!!!!!!!!!!

ما از پسرانی که هیکلشان همچون کوزه میباشد بیزاریم....

ما از اینکه در مکانهای عمومی همچون تاکسی و رستوران ..مردم همدیگر را نوازش کنند یا بیشتر..بیزاریم..

ما از گش*ت ارش*اد بیزاریم....

ما از درس حسابداری بیزایم......

ما از اینکه برای تفریح به پارک بریم و بر روی نیمکت بشینیم بیزاریم...

ما از همسایه هایمان بیزاریم.....

ما ......

 

پ ن : .....................................(دوس داشتنیهای خصوصی مان بود)

پ ن : ما دوس داریم اسم فرزندمان را خاتون بگذاریم!!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 0:23  توسط خاتون  |