ای داف های این مرز و بوم :
ما امروز پیرزن گلفروشی را سر چهارراه دیدیم که مدعی بود در دوران جوانیش داف بوده......
پ ن : سطر آخر صفحه ی 264 کتاب کافه پیانو.....به مثال شما حرف زده است.....دقیقا شما!!
پ ن : شما هنوز کودک میباشید! (خصوصی)
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ÓÇÚÊ 23:43 ÊæÓØ خاتون
|
اوه.....این بویی که به مشامتان میرسد ....از جانب ما میباشد....بوی ترشیدگیست!!
ما 21 ساله شدیم..... :)
پ ن : ما از آن دسته ادم ها نمیباشیم که یک شاخه گل برایمان کافی باشد....حالا خود دانید.
پ ن : خدایا ما یک پالتو در اریکه ایرانیان پسند کرده ایم...اگر میشود آن را برایمان بخرید به عنوان کادو!
پ ن : یک قرار بگذارید کادویمان را بدهید شیرینیتان را بگیرید!
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ دوشنبه بیستم آبان 1387ÓÇÚÊ 22:12 ÊæÓØ خاتون
|
پسر جان زدن پرده ای نازک که افتخارامیز نیست.....
هرگاه پرده ای از جنس برزنت را پاره کردی بر خود و قدرتت ببال!!
پ ن: اگر حق با ما بود انقدر با اصرار و التماس از ما نخواهید که بر صورتتان تف بیندازیم...
ما میخواهیم به جای تف .. خلطی سبز و قهوه ای بر صورتتان بندازیم....حالا خود دانید!!
پ ن : وقتی ما میگوییم به تخ*مم ..انقدر گوشزد نکنید که : از چیزی که نداری مایه نزار..حرصمان میگیرد
پ ن : خدایا شما تنها دوس پسری هستید که:
وقتی لجمان را در می آورید هم جرات نداریم پشت سرتان فحش های رنگین دهیم ...جذبه دارید!!!
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه یازدهم آبان 1387ÓÇÚÊ 15:24 ÊæÓØ خاتون
|