اجازه ؟؟
ما دیشب پدربزرگمان فوت کرد....نه...پدرمان زن گرفت....نه....مریض بودیم...
در کل ما الان آمادگی نداریم.....اگر میشود ماه دیگر مارا امتحان کنید.....!!!!!
پ ن : یک سیم کارت بخرید......یک معشوقه جدید بگیرید....
از کی تا حالا ؟
از وقتی سیم کارت شده ۱۵۰۰۰ تومان!!!!!
نه مثل شما یک آدم نفهم........!!!!!
پ ن : ما هنوز با دوستانمان میخندیم.....ما هنوز به دوستانمان هم میخندیم!!!!!!
آخر تصمیم گرفته ایم آدم معروفی شویم!!!!
پ ن : ما فکر میکنیم مادرمان میخواهد مارا شوهر دهد.....
زیرا او به ما میگوید : شما خیلی قشنگ حرف میزنید!!!!!!!!!!!!!!!!!
پس کی میخواهید راحت بنشینید و یک استکان چای راحت بخورید؟
فردا مهمان ما...
چای و استکانش نیز با ما...
اما لطفا آن دسته چک اتان را نیز با خود بیارید و این خواسته های ما را وصول کنید!!
پ ن : احساس رضایت داریم از زندگی....به همین سادگی...به همین خوشمزگی!
ما را با چی میزنی؟
او : کار به آنجا نمیکشد عزیز دلبند....نگران نباش!!!
.......
راست میگفت!کار به آنجا نکشید!
تمام شد!بی دعوا و جنگ!
پ ن : ما میخواهیم سفت شویم....راستی اینجا آدم سفت به چه درد میخورد بچه؟؟
که چند روزی این چوب قطور را از ماتحت زندگی ما کشیدید بیرون....!!!!
باشد که اینچنین باقی بماند.....آمین!!!
پ ن :ما گفتیم حسود نیستیم؟ما گ* خوردیم با ماست با این دروغی که گفتیم!!