تبليغاتX
الاغی که یونجه رو می فهمید...!
ما به شدت در خود احساس نیاز جنسی میکنیم!!

احساس نیاز به کسی از جنس آدم !!!!!!!!!!!!!

 

پ ن :حالمان از این سریالهای مزخرف بهم میخورد اما برای حفظ کانون گرم خانواده

مجبوریم با اشتیاق دنبال کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  شنبه سی و یکم شهریور 1386ÓÇÚÊ 3:1  ÊæÓØ خاتون  | 

رسم زمانه:

 باید یکی را الکی و بی گناه به فا*ک ببرید..در غیر این صورت....

همان یکی  شمارا الکی و بی گناه از هر طرف  مورد عنایت خود...و شما را به گ* میبرد!

 

 پ ن:خدایا این پریو*د هر چند تخ*ی است اما در این رمضان نعمت است!!

پ ن: ما نیاز داریم یکی  به ما بگوید: گریه نکن...گریه نکن..خاتون من...!!

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ÓÇÚÊ 0:15  ÊæÓØ خاتون  | 

عزیز جان باور کن ما نمیخواهیم دوست پسرتان را از چنگتان در بیاوریم...

باور کن ما از جان زندگی شما هیچ نمیخواهیم....

باور کن ما نمیخواهیم مثل زالو حق شمارا بخوریم....

باور کن.....

اگرروزی  باور کردی دیگر انقدر مارا نفرین نکن...دهنمان را سرویس کردی!!!!!

 

پ ن : تنبون یا مالت را سفت بچسب...مارا دزد نکن!!!!

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ÓÇÚÊ 23:43  ÊæÓØ خاتون  | 

ما ماموران حرو*زاده ی گشت ارشاد را تحسین میکنیم!!!!!!!!

که با گرفتن دافی ها و پسران زیبا آلت تناسلی خود را به راه راست هدایت میکنند!!!

 

پ ن : چرا  امروز اینگونه با اشتیاق خبر دادید که او را با ۲ تا داف دیده اید!!!!

 ما که نه بخیلیم.....نه حسود!!!!!!!!

 

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  سه شنبه بیستم شهریور 1386ÓÇÚÊ 21:49  ÊæÓØ خاتون  | 

عزیزانم لطفا مارا از خماری در آورید ....

و بگویید که قیمت ما چقدر است که ....

اینگونه مشتاقانه و بی چک و چانه مارا به دیگران میفروشید...!!!!!!!!!!!

 

 

پ ن : ما تازگی ها عجیب با جنبه شده ایم...یا به عبارتی سیب زمینی!!!

پ ن : پارسال همچین روزی.....جاپا.........یادته؟

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  شنبه هفدهم شهریور 1386ÓÇÚÊ 17:18  ÊæÓØ خاتون  | 

ما گفتیم شانسمان تخ*یست....اما نمیدانستیم به این شدت است!

 ما در بالکن خانه ی مان بودیم......که ضربه ای به ما وارد شد!

و ما فکر کردیم بچه ی شاشوی همسایه مان به ما سنگ زده است!

اما وقتی گرمای خون را حس کردیم فهمیدیم بچه ی شاشوی همسایه بی تقصیر است!

ما تیر خوردیم!...نه تیر عشقی...!تیر سربی....تیر تفنگ!!!!!!!!!!!

به همین سادگی...به همین خوشمزگی!

جراحی کردیم و تیر را در آوردیم!

به همین سادگی و به همین خوشمزگی!

۸ تا بخیه هم خوردیم!

باز هم به همین سادگی!

بی نامو* احتمالا قلبمان را هدف گرفته بوده است...

اما به پشت قلبمان خورد.....!

.....

دکتر ما تنها نگرانیش این بود که دیگر بدن ما بی لک و پیس نیست...

و ما با این بدن در این قحطی شوهر چه بکنیم!!!!!!!!!!!!

 

پ ن :ما مطمئنیم که در مسابقات تخ*ی ترین شانس اول میشویم

پ ن : رید*م بر سر این مملکت بی در و پیکر

پ ن : از آن همسایه ی حزب اللهی مان هم تشکر میکنیم که به مادرس عبرت داد تا دیگر با تاپ وارد

بالکن نشویم که مبادا باعث به گناه افتادن چند تا حروم زاده شویم!!!

 

 

 

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  جمعه نهم شهریور 1386ÓÇÚÊ 2:50  ÊæÓØ خاتون  | 

عجب تفریحات سالمی!!

چرا وبلاگ نویس شدید؟

چون مادرمان در پیدا کردن دفتر خاطرات استاد بود و همیشه رسوا میشدیم در کارهایمان!

اگر بخواهید بهترین کار را برای کسی که دوسش دارید انجام دهید چه میکنید؟

کاری که هم ما بتوانیم انجام دهیم...هم او خوشحال شود!

چهار اتفاق مهم زندگیتان که حتما باید به ان اشاره شود؟

۱)دانشگاهی که برایش یه ارزن هم درس نخواندیم!

۲)رفتن خان داداشمان از این دیار!

۳)افتادن گوشیمان از شلوارکمان در سوراخ توالت...و سیفون کشیدن !!

۴)آشنایی با ۴ تا ارازل از کیش خودمان که کلی دوسشان داریم!

چهار اتفاق که اگر به آن اشاره نشود بهتر است؟

۱)ریختن شاش مبارک بر روی ۲ تا دختر چ*  کلاس!

۲)بنا به دلایل امنیتی حذق شد

۳)قصه ی عاشق شدن خاتون!

۴)نمیگوییم!

خلاصه ای از شخصیت و اخلاقتان؟

نمودار سینوسی!

با در نظر گرفتن قیافه ات کدام بازیگر را برای ایفای نقش ات مناسب است؟

میگویند شبیه آوریل میباشیم ...ظاهری

میگویند شبیه نسیرین(خواهر نرگس) میباشیم....اخلاقی

میگویند شبیه گربه میباشیم.....ظاهری و اخلاقی

 

پ ن : همه نون قلبشان را میخورن....ما چوب قلبمان را میخوریم!

 

 

 

 

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  دوشنبه پنجم شهریور 1386ÓÇÚÊ 4:19  ÊæÓØ خاتون  | 

ما پریود روحی شدیم!

خدایا کی این نعمت بزرگ یائسگی را نصیب ما میکنی؟!!!

 

 

پ ن : تمام دلتنگیهای ما برای تو به اندازه ی انگشت شصتمان رسید!

۶۰!!

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ  شنبه سوم شهریور 1386ÓÇÚÊ 21:25  ÊæÓØ خاتون  |