ای سیاستمداران اصولگرای این مرزو بوم.....:
_______________________________________
پ ن : ( اینجا ایران است......نوشتن و نظر دادن و اعتراض کردن یعنی خود و زندگی خود را به عنایت بردن)
پ ن : ای برادران ب*سیجی ما راضی به کشتن مایکل جکسون توسط شما نبودیم....
ما خود موضوعی تازه به جز ندا و ایران در پاچه ی مردم و ماهواره میکردیم....
پ ن : ای مردم این مرزو بوم...:
باد کردن یک بادکنک سبب باد کردن عضوی نمیشود.......پس لطفا باد کنید!!
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ جمعه پنجم تیر 1388ÓÇÚÊ 10:14 ÊæÓØ خاتون
|
اگر میر حسین موسوی در صحبتهایشان خیلی چیز چیز کردند....
اما....
دکتر جان خودشان و کشور ایران را این 4 سال به اضافه ی دیشب (چیز) کردند...
پ ن : پرچم ایران به دور دستانتان ببندید....شاید بتوانید ادعا کنید ایرانی هستید....
پ ن : دکتر جان وقتی رییس جمهور شدید...چطور تو صورت خانواده ی پرهام رضایی نگاه میکنید؟؟؟
( پرهام رضایی دیروز زیر گفتمان طرفداران دکتر جان باخت)
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ÓÇÚÊ 13:13 ÊæÓØ خاتون
|
ای پسران این مرز و بوم:
شما احساساتتان..عقایدتان..نگاهتان..فکرتان.. وهر آنچه در وجود شماست...گاه به انحراف کشیده میشود!!
اما چطور است که همه تان آل*تتان در بحرانی ترین شرایط هم به راه راست هدایت میشود....!!
پ ن : ای کسانی که اینگونه عکسهای خود را در فیس بوک سبز میکنید......خیلی ابله میباشید!!!
پ ن : خدایا........احساساتمان را از ما بگیر.........الهی آمین!!
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ جمعه یکم خرداد 1388ÓÇÚÊ 17:19 ÊæÓØ خاتون
|
هیچگاه گمان نمیبردیم همچون دختران نو بالغ که تازه سینه هایشان جوانه زده....:
اینگونه دلتننگ و بی تاب مذکر فردی شویم که در کنارمان نیست....و برای داشتنشان اینگونه تغییر کنیم!!!
گاه از خود متعجب میشویم....!!
پ ن : اگر روزی بر ما ثابت شود که شما برای خاتون نیستید ...و برای هم ساخته نشده اید و نشده بودید...:
آنگه راهمان را همانگونه که با شما بی سر و صدا هم مسیر کردیم.....از شما جدا میکنیم!!
پ ن : خدای خاتون.....گاه گمان میبریم شما به عشق ما نسبت به پسرک حسادت میکنید!!!
پ ن : ما با آهنگ : زیبای من مسعود سعیدی به اورگاسم میرسیم....
پ ن : هی دوست عزیز دلبند .....10 روز آتی دوستی ما میشود 3 سال....نمایشگاه کتاب را به یاد دارید؟؟!
( مخاطب غیر از پسرک)
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ÓÇÚÊ 15:16 ÊæÓØ خاتون
|
در سال 87 :
گاه ما فاعل بودیم و زندگی را میکردیم...و گاه زندگی فاعل بود و مارا دچار تجاوز خود قرار میداد..
باشد که امسال همیشه ما کننده ی زندگی باشیم!!
پ ن : خدایا لطفا امسال:
از این بی غیرتی در بیایید و کمی برروی ما غیرت داشته باشید...و بد خواه های مارا عقیم کنید
پ ن : ما موهایمان را مش کردیم....نیستید که ببینید عزیز دلبند راه دورمان :)
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ جمعه سی ام اسفند 1387ÓÇÚÊ 11:59 ÊæÓØ خاتون
|
زنان و دختران این مرز و بوم.......
شما که عزمتان را جزم کرده اید تا رقص داغون خود را انجام دهید....چرا به کلاس رقص می آیید؟؟
شما که الگویتان خردادیان است چرا این مربی بدبخت را انقدر حرص میدهید؟؟
پ ن : اسفند برای ما یاد آور شماست.....ما شما را در اسفند زیارت کردیم!!
پ ن : قرصی.شیافی.کپسولی.....برای بالا رفتن اعتماد به نفس سراغ ندارید ...ما نیازمندیم
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه یکم اسفند 1387ÓÇÚÊ 16:20 ÊæÓØ خاتون
|
ما از صبح سحر تا بوق سگ جان میکنیم به دنبال یک دوس پسر
حلال*.....اما گویا بی فایده است!
* حلال : ....مال و حق دیگری نباشد....حرام زاده نباشد!!
پ ن : لطفا" مارا دراجرای طرح شادزیستی یاری کنید...هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ÓÇÚÊ 16:9 ÊæÓØ خاتون
|
هیچ توصیف و هیچ توجیهی برای شرایط سخت و بد و تخمی حال حاضرمان نداریم!!!
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه بیست و یکم دی 1387ÓÇÚÊ 16:18 ÊæÓØ خاتون
این روزها اشک چشمان ما همچون آب مردان هرزه هر روز و شب میاید و قطع نمیشود....
پ ن : خدایا زمان را قاطی کرده اید....اواخر آذر ماه که وقت امتحان سخت گرفتن نیست!!
پ ن :چرا ما هر چه ردبول(red bull) میخوریم....بالی به دست نمی اوریم؟؟
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ جمعه بیست و دوم آذر 1387ÓÇÚÊ 22:23 ÊæÓØ خاتون
|
ای داف های این مرز و بوم :
ما امروز پیرزن گلفروشی را سر چهارراه دیدیم که مدعی بود در دوران جوانیش داف بوده......
پ ن : سطر آخر صفحه ی 264 کتاب کافه پیانو.....به مثال شما حرف زده است.....دقیقا شما!!
پ ن : شما هنوز کودک میباشید! (خصوصی)
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ÓÇÚÊ 23:43 ÊæÓØ خاتون
|
اوه.....این بویی که به مشامتان میرسد ....از جانب ما میباشد....بوی ترشیدگیست!!
ما 21 ساله شدیم..... :)
پ ن : ما از آن دسته ادم ها نمیباشیم که یک شاخه گل برایمان کافی باشد....حالا خود دانید.
پ ن : خدایا ما یک پالتو در اریکه ایرانیان پسند کرده ایم...اگر میشود آن را برایمان بخرید به عنوان کادو!
پ ن : یک قرار بگذارید کادویمان را بدهید شیرینیتان را بگیرید!
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ دوشنبه بیستم آبان 1387ÓÇÚÊ 22:12 ÊæÓØ خاتون
|
پسر جان زدن پرده ای نازک که افتخارامیز نیست.....
هرگاه پرده ای از جنس برزنت را پاره کردی بر خود و قدرتت ببال!!
پ ن: اگر حق با ما بود انقدر با اصرار و التماس از ما نخواهید که بر صورتتان تف بیندازیم...
ما میخواهیم به جای تف .. خلطی سبز و قهوه ای بر صورتتان بندازیم....حالا خود دانید!!
پ ن : وقتی ما میگوییم به تخ*مم ..انقدر گوشزد نکنید که : از چیزی که نداری مایه نزار..حرصمان میگیرد
پ ن : خدایا شما تنها دوس پسری هستید که:
وقتی لجمان را در می آورید هم جرات نداریم پشت سرتان فحش های رنگین دهیم ...جذبه دارید!!!
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه یازدهم آبان 1387ÓÇÚÊ 15:24 ÊæÓØ خاتون
|
قرصی/شربتی/کپسولی/شیافی/..وجود ندارد که با مصرف آن آدمیزاد دنیا را دیگر به هیچ کجای خود حساب نکند؟
پ ن : ما 5 روز است که تصمیم بر ترک قلیان گرفته ایم....باشد تا رستگار شویم
پ ن :اگر ما شمارا تحویل میگیریم...دلیلش خوب بودن شما نیست...سخاوت ما بالاست !!
پ ن : ما با آهنگ جدید زدبازی خود را خفه کردیم....!
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ÓÇÚÊ 22:44 ÊæÓØ خاتون
|
به گمانمان رفتار غیر عادی ما به دلیل آمیزش حرام و بی نامو*سی عقل و احساسمان است !!!
پ ن : این جو در گرفتن ما خیلی مصر است....ما میخواهیم زن او شویم...و جوگیر دائمی شویم!!
پ ن : خدای عزیز..ما گ*ه خوردیم با ماست که شمارا به هیچ فروختیم.....لطفا آشتی کنید! ( جدی)
پ ن : امروز 5 مهر 87....خاتون جان روی آینه با ماتیک قرمز بنویس تا یادت نره تصمیمت رو!!!
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ جمعه پنجم مهر 1387ÓÇÚÊ 3:50 ÊæÓØ خاتون
|
عزیز دلبند چقدر مارا شرمنده میکنید و هی دورمان میگردید؟
بس است ....از اینجا به بعد ما دیگر خودمان میپیچیم....نمیخواهد هی ما را دور بزنید!
پ ن : ما ترک بودن خود را با خوردن 1 نان بربری کامل با خامه آن هم هرروز به هنگام افطار به خود ثابت کردیم!!
پ ن : خدای ما چون میدانیم شما زیبایی را دوست دارید به خاطر همین با این لاکهای سرخابی نماز میخوانیم!
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ÓÇÚÊ 0:55 ÊæÓØ خاتون
|